|
مرگ پایان کبوتر نیست.
مرگ وارونه ی یک زنجیر نیست.
مرگ با خوشه ی انگور می آید به دهان.
مرگ در حنجره ی سرخ گلو می خواند.
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.
مرگ گاهی ریحانه می چیند.
مرگ گاهی ودکا می نوشد.
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد.
و همه می دانیم
ریه های لذت پر از اکسیژن مرگ است


یارم مرد خیلی وقت پیش مرد

وقتی خاکم میکنن بهش بگین پیشم نیاد
بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد
یه جور بگین که اخرش از حرفاتون هل نکنه
طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه
دونه به دونه عکسهامو بردارید آتیش بزنید
هرچی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید
نذارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه
نمی خوام هیچ وقت تنمو توی گورم بلرزونه
برو اتیش به قلب من نزن بذار نگاهت از یادم بره
بذار واسه همیشه قلب من،چال بشه با من کلی خاطره
برو نمی خوام ببینی خونه من خالی شده
همدم من به جای تو ریگهای پوشالی شده
اونکه میگفت میمرد برات دیدی راست راستی مرد
رفت و همه خاطره شم به خاطرت ورداشت و برد
بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیومدی
بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندین خوب میدونم
میاد جای همیشگی سر قرار تو رود خونه
یارم مرد خیلی وقت پیش مرد

روحش شاد و گورش نورانی باد
بهش بگین بی خبرم بپرسین عشقمون چی شد؟
چشمه سیاش طرزه نگاش حجب و حیاش ماله کی شد؟
اونی که تازه اومد و تویه دلم خاطره شد
بهش بگین با رفتنش کاره دلم یکسره شد
پر زدو رفت حتی برام خطو نشونم نکشید
رفتو نشست رو شونه یه اونکه به فکرم نرسید
بهش بگین همین روزا تویه دلم میکشمش
خدا نیاره اون روزو بیوفته چشمم تو چشش
دیوونه بود اما منم دیوونه تر از عشق اون
قلبمو زد به نامشو پر زدو رفت از اشیون
عاشقی کاره تو نبود من عاشقت بودمو بس
اون همه احساسه منو کشتی گلم پایه هوس
اما هنوز دوست دارم به جون اون که دوس داریش
وقتی که اسمه تو بیاد زنده میشم نفس نفس
یارم مرد خیلی وقت پیش مرد
روحش شاد و گورش نورانی باد
|